تبليغاتX
قنبری
                                         انا لله و اناالیه راجعون

در گذشت حسن درسخوان و احمد میری را به بازماندگان آن دو تسلیت گفته و برای باز ماندگان  عمری طویل  همراه با خوشبختی  آرزو دارم

+ نوشته شده توسط قنبری در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 21:9 |

              انالله و اناالیه راجعون

                            بازگشت همه بسوی اوست

  با نهایت تاثر و تاسف در گذشت مرحوم باذن الله آقای  فلکناز کرویی را

به مازماندگان آن مرحوم تسلیت گفته و برای آن عزیز علو درجات مسئلت دارم

 

 

+ نوشته شده توسط قنبری در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 22:43 |

 

شاد باشید و خوش کام  البته بی غم که الحمدلله هستید    و این بخودی خود یک نعمت است  نعمتی که بیشتر روستانشینان از آن بی بهره اند 
منظورم را که می فهمید و لازم بشرح نیست  اما چون بیکارم و  بگفته  جوانان  تی وی هم  برنامه دلچسپی ندارد
می نویسم  اگر چه می دانم این عمل باعث حسادت می شود اما تا کور شود هر آنکه نتواند دید
و از طرفی بیان احسان نوعی فضیله است  و در قرآن امده است لئن شکرتم لازیدنکم استغفرالله که آن مخصوص خداوندی است اما شناخت خالق در خلق است پس شامل می شود
مثل اینکه  فاصله گرفتم
تا دبر نشده بر می می گردم سر اصل مطلب  البته جا داشت   روزی را با آن اسم بنامم اما ترسم که  مرا از آن قوم بدانند که عیدی بهمین اسم در تقویم خود دارند
پس پیشنهاد و راهنمایی  شما می تواند مشکل گشای این معضل شود
بگذریم  
امیر را امروز پس از نماز  حالا شرط نیست نماز جماعت یا جمعه باشد ملاقات کردم و تا خواستم بوسه ای بر دست مبارکش بچسپانم    وقت را ضایع یافتم زیرا  در جيب خوى  فرو برد و مرا شرمنده   نه  بحق ناکام ساخت
در باره زمینیهایی که قرار است در اختیار نیازمندان به زمین قرار گیرد پرسیدم و نحوه واگذاری آن  و اینکه توزیع بر حسب حروف الفبا  خواهد بود یا اینکه واسطه حرف اول را خواهد زد  که متاسفانه جوابی  برای سوال خود نیافتم اما


اما امیدوارم در صورت واگذاری زمین  عدالت رعایت شود  زمینهای  با ارزش  با قیمت مساوی با زمین های بی ارزش در اختیار متقاضیان آن قرار ندهند چون من 100×1000 بر این باورم که زمینی که برای من در نظر گرفته می شود  لب پرتگاه خواهد بود
 همانطور که برای تماس تلفنی باید به پشت بام خانه یا روی تپه بروم

همانطور که شماره تلفنم با هوشترین دانش آموز قادر به حفظ آن نیست

همانطور که  آب را  از  شیر همسایه می گیرم

و پول خشک سالی همه ساله به حسابی واریز می شود که  نسبت خویشاوندی داریم

و....

اما شما عزیزان کرویه  شکر نعمت را بجا آورید  از فضل خدمتگذاران دلسوز دارید

 
+ نوشته شده توسط قنبری در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 20:42 |
سلامم بر کرویی ها  رویدریها  رودباریها گوینی ها بستوی ها بنابی ها  پرکانی ها  کشی ها  و    ........

و پیشاپیش عید قربان را به همه تبریگ می گویم با این آرزو که کینه و کدورت از سینه پر زنند و جای خود را به عشق و محبت و دوستی بدهند

                                         

                                             

 

+ نوشته شده توسط قنبری در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 23:51 |
            

 

 

                                      

 

 

دوست دارم   نظر بده ... باشم در دل شبها بسوزم

روشنی بخشم به جمعی

وخودم تنها بسوزم

+ نوشته شده توسط قنبری در شنبه یازدهم آبان 1387 و ساعت 13:18 |
 با تشکر از مدیر سایت رویدر :::::::  و کسانی که با تحمل گرمای جانسوز  بچه ها را تنها نگذاشته اند که امیدوارم این اتحاد و همبستگی  همیشه ادامه داشته باشد
+ نوشته شده توسط قنبری در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 23:38 |
احتفالات بيوم المرأة العالمي
تظاهرة لفتيات كرديات في السليمانية
زنان و دخترانی از کردستان در روز جهانی زن
+ نوشته شده توسط قنبری در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:8 |
شب است و هوا سرد با دوستانی چند در  هوای سرد خانه دوست که دود بخاری رنگ دیوار را به شکل زیبای در آورده است بحث فردا داریم  فردایی مجهول که   بقول ( ح ) شاید از امروز سیاهتر باشد  ساده لوحی حرف او را با تکان دادن سر تایید می کند دیگران خاموش گویی  در جمع نیستند .

و من دوچشمی ( س ) را می پایم  زیرا می دانم که او حرف یا حرفهایی برای گفتن دارد 

حدس من بجاست  (س )  سکوت را می شکند  احساس رضایت می کنم  چون شیفته سخنان او هستم  او که واقعا خواسته ما و روستای ما را بیان می کند 

(س)   با بیان اینکه یکی از اشتباهات ما  این است که می گوییم باید همرنگ جماعت باشیم زیرا روستا به همه تعلق دارد و چرا ما خود را بدرد سر بیندازیم  افکاری که در نزد اهل علم  پسندیده نیست و اگر همه خاموش بنشینیم و کاری کنیم که اجدادمان انجام داده اند همانا خموشی در مقابل زور است و از طرفی طمع جویان را تشویق به راه زنی می کنیم که این عمل بنظر من خوب نیست

(س)  می گوید و من خوشحال از اینکه دانایی در کنار خود دارم     (س 

اضافه می کند اگر آنروز که    تی پوز    فروخته شد  اعتراضی می بود  زمین روپشته که در اصل متعلق به خودمان بود به خودمان نمی فروختند و یا لااقل از فروختن    برج   تنها آثار ما خود داری می کردند اما  بد بختانه گاو شیری شدیم و گذاشتیم دیگران  با سر نوشت ما بازی کنند  و.....

 

+ نوشته شده توسط قنبری در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 0:49 |
چیزی که سالهاست مرا رنج می دهد درگیری جوانان  رویدری و کرویی پس از پایان بازی فوتبال  است .

و یکی از عواملی که باعث بروز چنین حوادثی می شود قرار گرفتن زمین فوتبال دروسط روستاست  زیرا ثابت شده که هنگامی که بازی در کرویه بر گذار می شود کمتر درگیری رخ می دهد   چون زمین فوتبال باجمعیت روستا فاصله دارد و کمتر کسی  است که برای تماشای فوتبال زحمت راه را بخود بدهد

لذا ضمن درخواست از جوانان هردو روستا در حفظ آرامش از مسولین  ورزش رویدر برادرانه می خواهم فاصله زمین فوتبال را با جمعیت  بیشتر کنند تا اینکه از بروز اعمالی که باعث تفرقه و ناهنجاریهای اجتماعی می شود  جلو گیری بعمل آید

امید است در بازیهای آینده ما شاهد در گیری نباشیم و دریابیم و درک این را داشته باشیم که در بازی هر دو طرف برنده نمی شوند چون اگر این چنین می بود جایزه یا برد باختی در کار نبود.

من  از تمامی مردم بخش رویدر می خواهیم که سعی کنند برادرانه با هم کنار آیند و بازی نتواند  آرامش  عده ای را بر هم زند

و از تمام  وبسایتهای رویدر و وبلاگ نویسان رویدر و کرویه  و کاربران انترنت در هردو روستا  می خواهم که سعی خود را مبذول دارند تا اینکه قلبی را آزرده خاطر نکنند

 

+ نوشته شده توسط قنبری در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 3:46 |
الهی امشب صبح نشه

نه قضاوت آنچنانی را رها کنید نه لعبتی در آغوش دارم نه اینکه فردا به بالای چوبه دار خواهم رفت  و این خواسته من جنبه شخصی ندارد دل من به حال ملتی می سوزد البته این ملت نمی تواند مردم فلسطین یاچچنستان باشند بلکه این مردم  کرویه هستند که ندانسته دارند شب چله (یلدا) را جشن می گیرند غافل از اینکه شب چله زنگ خطری برای مردم  مااست که بدانیم  تابستان در راه   و آب نه در چاه .
آری امسال تا بامروز که از یاران + باران خبری نیست و شاید هم نباشد  پس چاره چیست  ؟ چرا ما   بی آنکه بجنبیم خدا خدا گویان منتظریم تا اینکه عرصه بر ما تنگ گردد
چرابفکر چاره نیستیم   ؟چرا وقتی فردی از ما تصمیم می گیرد برای این این روستا خدمتگذاری کند بیاری او نمی شتابیم
برای مثال چرا آن چاه که نیاز به ته زنی دارد به حال خود رها کرده ایم بانی خیر 30 متر یا بیشتر کار کرده آیا ما دیگر شهروندان عاجزتر از آنیم که 30 متر دیگر آن را به اتمام برسانیم به این امید که خدا توفیق دهد و ما کرویی ها پس از سالها  آب آشامیدنی سالم داشته باشیم و در این زمینه  هر روز به رویدریها نفرین نکنیم اگرچه من بطور یقین می دانم که ما با رویدریها در کم بود آب حالتی واحد داریم با رنجی مشترک
کرویی های عزیز   :شکستن  حوضی های تی پوز دردی را درمان نمی کند هر کس در این جهان دارد برای بقای خویش  تلاش می کند و اگر عده ای از رویدریها از لوله ای که آب را به کرویه میرساند آب بر داشت می کنند باین معنی نیست که آنها نیاز ما را نمی فهمند و یا از درد ما بی خبرند نه هرگز بلکه آنها هم شاهد خشک شدن دارایی های خود هستند و بدینراه می کوشند تا اینکه چند صباحی بر عمر دارایی خود بیفزایند که این حق حقه آنهاست
و بر ماست که بفکر چاره باشیم زیرا  این عمل عده ای باعث دو دستگی می شود
و همدلی ها را از بین می برد
ما مردم کرویه در بیشتر زمینه هاخون گرمی خود  ثابت کرده ایم اما جاهایی که نیاز بیشتر یا مبرمی داشته متاسفانه یا بدبختانه با کم و کاستهایی مواجه بوده و هستیم
و حال برای اینکه اتحاد و یگانگی ما ثابت شود همه دست بدعا بگوییم که :::  الهی امشب صبح نشه زیرا با رفتن زمستان و رسیدن فصل گرما ما کرویی ها بد بختی مان شروع خواهد شد از بی آبی

+ نوشته شده توسط قنبری در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 15:40 |